آبان هم دارد می رود
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
آبان هم دارد می رود با کوله باری پر از باد و باران و برگ هایِ نارنجی با حال و هوایِ دلبرانه ای که آدم را ناخودآگاه ، شیفته و عاشق می کند . با لطافتِ کم نظیری ، که خیابان ها را آماده می کند برایِ قدم زدن . درختان ، مهیایِ یک تغییر شده اند ، و تغییر ، بارزترین نشانه ی تجامع است آسمان ، خودش را آماده ک...
پاییز و دلتنگی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
پاییز این سمفونی دلتنگ آدم هادارد تمام میشود زرد و نارنجی های ِ این روزها را می بینیصدای خِش خِش افتادن برگها رو به اتمام را می شنوی ؟آخرین افسونگری آذر را حِس میکنیپاییز جان، پیله کرده ام به انتهای خیالتمی خواهم با چتر خیالتزیر بارانت قدم بزنمپاییز جان ! نه در فکر شمردنجوجه های آخر پاییزت هستم...
مهربانی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛ کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر, کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ، آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند . . . کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ، و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تم...
پاییز زندگی انسان
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
براستی که۵۰ تا ۷۵ سالگی فصل پاییزی زندگی انسان است .اگر طول متوسط زندگی انسان را خوشبینانه ۱۰۰ سال در نظر بگیریم و هر ۲۵ سال را به یک فصل نسبت دهیم.فصل سوم دقیقاَ سن بین ۵۰ تا ۷۵ سالگی و زیباترین و عاشقانه ترین فصل زندگی است . هر تار موی ما به یک رنگ در می آید، صورتها چینهای نه عمیق ولی محسوس پیدا م...
زیر بنای فضیلتهای انسانی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
مادر كلمه ايست كه از واژه؛ واژه آن قداست مي بارد و زن گوهري گرانبهاست كه زير بناي فضيلت هاي انساني و ارزش هاي والاي خليفه خدا بر روي زمين است. زن چنان بزرگ است که اشرف موجودات خــداست در کودکی درهای برکت را به روی "پدرش" می گشاید در جوانی دین "شوهرش" را جامع می کندو هنگامی که مادر می شود"بهشت" زیر پ...
دوست های خوب و روزهای خوب
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 8:21
داستانی بسیار بسیار آموزنده و قابل تعمق معلم برای شاگردانش داستان کشتی مسافرتی که در دریا غرق شده بود را نقل کرد. کشتی در دریا واژگون شد و فقط و فقط یک زوج از مسافران این کشتی بودند که موفق شدند خود را به نزدیک قایق نجات برسانند. در قایق نجات فقط برای یکی از آن دو جا بود.. یا مرد باید میماند و یا زن...
الهی (مناجات)
-
تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 17:35
الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت وای باطن بی سیرت،ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ نماز ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان ب...
چگونه با نبودنتان کنار بیایم
-
تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 15:49
★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخیها وغمهای روزگار گردیده. من شبح تاریکی هستم که با اشک وغم فراوان وبغضهای در گلو مانده نفسه...
عطر خاک بارانخورده
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 17:33
روزی که مجبور شویم زمین را تخلیه کنیم، من روی سیّارهی مسکونی جدید، عطرفروشی میزنم و از دلتنگی آدمها کاسبی خواهم کرد.عطر خاک بارانخورده میفروشم،عطر چمن کوتاه شده،عطر زعفران و برنج،عطر بازار خشکبار و ادویه،بوی اقاقیا توی کوچهها، در فصل بهار ...عطر انسانیت، عطر اخلاق، عطر مهربانی با همنوعان...و من فکر ...
شب که می شود
-
تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 14:15
شب که می شود ؛تمامِ جهان می خوابند من می مانم و سکوتی که درد می کندمن می مانم و غم هایی که وجودم را تسخیر نموده اند ؛تمامِ مردم خوابیده اندو چه دردناک است ؛اینکه هیچ کس ، میانِ حجمِ شب بیداری ؛همراهی ام نخواهد کرد .شب که می شود ؛تنهایی ام را در آغوش می کشمچشمانم را می بندم وبه سالهای دور آن زمان که ...
تابستان است
-
تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 14:20
تابستان استآسمان دلگیر است!درختان با باد ترانه می خوانند!روز در ادامه ی نبودنتان،روی نیمکتِ تنهایی جا خوش کرده ست!تابستان استهوا از شرجی کوچ نابهنگامتان دم گرفته!بغض های در گلو مانده با تأخیری چند ساعتهبه وقت شروع رفتن نابهنگامتانگلویم راخیابان به خیابان ،کوچه به کوچه در خاموشی و سکوتدر واپسین دقایق...
کاش پست چی بودم
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:52
کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح برادران جوانم(نعمت و مسعود رحیـــم زاده)وخواهر جوان سفر کرده ام سمیه رحیم زاده صلواتی عنایت بفرما کاش پست چی بودم کاش پست چی بودم ای کاش پستچی بودم و هر صبح،حالِ خوب میبردم برای آدمها،هربار در میزدم، هربار کسی در را بازمیکرد و با دیدن من و دلخوشیِکوچکی که به همراه ...
سیلاب غم
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:52
کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح برادران جوانم(نعمت و مسعود رحیـــم زاده)وخواهر جوان سفر کرده ام سمیه رحیم زاده صلواتی عنایت بفرما سیلاب غم Adblock test (Why?)
دلم بهانه شما را دارد
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:52
دلـمبهــانه ی شما را دارد!می دانــین بهانه چیست؟!بهــانه...همان است که شب ها خواب از چشم خیس من می دزدد...بهــانه ...همان است که روزها میـان انبـوهی از آدم ها،چشمانم را پـــی شما می گرداند.بهــــانه...همان صبری است که به لبانم سکـــوت می دهدتا گلایه ای نکنم از نبـودنتانبرچسبها: نعمت رحیم زاده , مسعو...
پنجشنبه ها
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 12:41
صبح پنج شنبه که می دمد نسیمی فرح بخش با خود می آورد که به گونه ای شگرف مشام جان را پرمی کند از یادها و خاطره ها و این گونه است که هرکس حال خاص خودش راداردو مــــــن...شبیه کسی شده ام که در برهوتی که تا چشم کار می کنداز آبادی و آدمی خبری نیست، سرگردان است!بعداز رفتن زود هنگامتان دست هایم هر چه می کار...
دلم تنگ است
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 4:40
دلـم تنگ است!!!بغض سنگینی گلویـم را میفشاردو خیـال خالی شدن ندارد انگار!مُـدام چنگ میزند گلویـم راو بودنت را انتظار میڪشد.ڪاش دیروزے نبودتا خاطـراتت در آن نقش نمیبست!و ڪاش فردایی نباشـدوقتی قـرار استتــو در آن نباشی..!!!! Adblock test (Why?)
غم های سنگین سالهای بی کسی
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 23:59
سلامروزها از آن صبح یکشنبه ای که با صدای لرزان گفتی صفر ،مسعود تمام کرد می گذرد.این دوکلمه انگارکوهی بودن که برسرمن ریختن .سکوت کردم وگریستم.گریستم برتمام غمهای این سالهای بی کسیت خوش به حال بابا ومادرت که داغ عزیزانشان رااینگونه ندیدن ورفتن.اینکه دوستداشتنییی.همه برات ارزش قائلند.درقلب همه هستی.به ...
پاییز
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 23:59
پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد می کنداندک اندک جان می سِتاندقطره قطره می گِریاندپاییــــز سرد نیستنامـــهربان استبخاطر شب های سرد و طولانی اشبخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی امبخاطر پیاده روی های شبانه ام از سر دلتنگی ویاد عزیزانمبخاطر بغض های سنگین انتظاربخاطر اشک های بی...
تقدیم به مادری که ندارم(بمناسبت سالگرد سفر بی بازگشت مادرم)
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 23:59
من لطافت نسیم،سیپدی سپیده، نستوهی کوهو صداقت آیینه را در تو می نگرم....مادر،گلبرگ ها بر دستانت بوسه می زنند؛دریاها به تو غبطه می خورند؛بادها نام تو را تا عرش خدا می برند؛و ملکوتیان بر تودرود می فرستند.خدا بهشتش را به زیر پای تو می بخشد.تو به راستی شکوه مندترین واژه شگرف آفرینشی.ميان تمام نداشتن ها د...
بهار ودلتنگی
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 19:25
بهار آمده اما حال زمین خوب نیستزمین دیگر سرسبز وپر از گل وشکوفه نیست؛ زمین بهاری نیستهوا این روزها غبار آلود وغمگین استخدا هم دلش گرفته وبهار دلتنگی میکندشما نیستین و روزگار ما همه این شکلی استبهار و این همه دلتنگی!!!؟نه...شاید فرشتهای فصلها را به اشتباهورق زده باشد!موضوعات مرتبط: روایات وداستــــــ...