تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 19:25
★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخیها وغمهای روزگار گردیده. من شبح تاریکی هستم که با اشک وغم فراوان وبغضهای در گلو مانده نفسهایی به اسم ...
از همه کس دل بریدید - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 19:25
وفایتان به همدیگر مثال زدنی است؛ از همه کس وهمه چیز دل بریدید وبه بی قراری هایتان در فراق هم  پایان  دادید.چه زود همدیگر را دریافتید وپشت سرهم بر اساس تولدتان  به هم پیوستیدوما را برای همیشه تنها گذاشتید تا  آتش غم فراقتان ما را بسوزاند.ومبدل به خاکستر نماید. موضوعات مرتبط: دل نوشتـــــه ها ، مناسبت...
سالگرد عروج زود هنگامتان - تاریخ: 1399/10/25 ساعت: 2:14
سالگرد عروج زود هنگامتان آمدهزمانه چه سنگدل وبی رحم استبعد از رفتن شما چه زود چرخش را به چرخش در اوردروزها یش از پس هم میگذرندهفته ها یش می آیندماهها یش هم به تمنای بهاردست هم میگیرندساعت اما ، ساعت..
زدیده رفتی - تاریخ: 1399/10/25 ساعت: 2:14
ز دیده رفتی و صد جوی خون ز دیده روان شدز خون دیده چه گویم ؟ که دیده خود ز میان شدفروغ مهر نهان شد به زیر سایه ی حسرتگل امید بپژمرد و باغ عشق خزان شدکبوتران نگاهت چو ز آشیانه پریدندغروب کرد مرا آفتاب و
بهانه نبودنت - تاریخ: 1399/10/25 ساعت: 2:14
★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخی
پاییزجشنوارۀ رنگها و آواز برگهاست - تاریخ: 1399/10/25 ساعت: 2:14
پاییز همدم جانهای خسته است؛ جشنوارۀ رنگها و آواز برگهاست؛ صندوق خاطرات تلخ و شیرین ماست؛ از کودکی تا آخرین پاییز عمر. پاییز فصل عشقهای زمینخورده است. ما خستهایم؛ همچون برگهای زرد و خشک که شاخۀ
جز غم - تاریخ: 1399/10/25 ساعت: 2:14
★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخی
کاش مادر - تاریخ: 1399/1/18 ساعت: 6:06
کاش مادر برای روز مبادای منکمی از خنده های کودکی ام رازیر فرشها پنهان می کردیدلم نزدیک بهاریک خنده بلند از ته دل می خواهد
غم خوارم کجاست - تاریخ: 1399/1/18 ساعت: 6:06
ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟وقت کارست، ای نسیم، از کار اوگر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟خواب در چشمم نمیآید به شبآن چراغ چشم بیدارم کجاست؟دوست گفت: آشفته گرد و زار باشدوستا
تو نیستی - تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 0:36
از وقتی که رفتیآسمان بهانه می گیردوبغضش رادر لابه لای ابرها پنهان می کندتو نیستی تا ببینیحتی عروسکهابه انتظار نشسته اندبا چشمانی نمناکو من در بهت و سکوتهر ثانیه می میرم
مسیرِ اشک - تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 0:36
مَنعَم نکن از گریستنآنجا که دل می شکندو خورشیدِ امید رو به خاموشی میرودمسیرِ اشک چون رودیکه از کوهستان سرچشمه می گیردجاری می شوداز آب شد آرزوهایماینک که به حکم گردش ایام وبی وفایی روزگارباید دنیای فان
تقویم ها هم شمارا گم کرده اند - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:42
تَقـــویم ها را ...؟برگ بـه برگ وَرق میزنــم ....ولی نمیبینـم نشانی از تُـــو ...!حتـــی تقویمها هــم ...؟شما را برای مَــن ....گـم کرده انـــد ......!!!
بیزارم از سرنوشتم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها سرزمین وداع را می سوزاندچرخ زمانه بسیار نامرد است کسانی را که خیلی دوست داری ناباورانه ازتو میگیردپیش از آن که وجودشان را خوب حس کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرندهمیشه
بیداد رفت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
بیداد, رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را استاد شهریار
دومین سال نبودن سمیه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
مرداد که از راه می رسد غم سنگینی تمام وجودم را فرا می گیرد.چقدر از مرداد متنفرم ماه شومونحسی که با آمدنش عزیزانم را از من گرفت.کاش می توانستم مرداد را از سال حذف کنمخواهرم تاج سرم گرچه کوچکترین خواهر
عقربه های دلتنگی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
در سایه سار شمعدر تاریکی اتاقبا شمارش عقربه, های دلتنگی,انتظاری شوم را رقم می زنمبرای کسی که هرگز نمی آیدولی عطر یادشآویز ست از گلوی خشک خاطره ها
ماه مهر بی تو مهری ندارد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
چون که گل بگذشت و گلشن شد خراب "بوی گل را ز که جویم از گلابسمیه جان خواهرم امروز هنگامی جای خالی تو را حس می کنم که اولین روز بهار شکفتن گلهای تعلیم و تربیت است .روزی که دستان پر مهر
درخت دلتنگی های من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
خدايا:نه کسي را مي خواهم نه خوشبخت شدنم را،مراصادقانه در آغوش خاکت بسپار خسته ام از زندگي.گفتنددلتنگی, هایت را به برگ بسپارپاييز ، می ريزدسپردماما ندانستم درخت دلتنگی, های من كاج است..
شبم بی تو - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 21:22
شبم بی تو شبی تاریک و خاموشبه آهنگ غم دل می کنم گوشسکوتی سرد با من همنشینهشدم تک لالۀ دشت فراموش
بعد ازتو سالهاست از خود رفته ام - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 21:22
رفتیمثل برق که از خانهبه چشمهای خدا وصل کردهام سُرمم رامیخواهم از این تختکه مثل قبر بغلم کند تختدلتنگیام تنگتر از تُنگهای آبتا پخش شود از قاب عکسهایتسکوت با روایت تصویرکاش جاسازیاش میکردمخانه را در تابوتتنشستهام در نبودنتتلفن میکنم به شماره اتو کسی آنور خط نیستبعد از تو سالهاستاز خودم رفتهام...